|
๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑ اگه میخوای عاشق بشی اینارو بخون ๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑
|
||||
|
|
||||

![]()
![]()
![]()
![]()
بهترین باش
![]()
![]()
![]()
اگر نمی توانی بلوطی بر فراز تپه ای باشی،بوته ای در دامنه ای باش،
ولی بهترین بوتهای باش كه در كناره راه میروید.
اگر نمیتوانی بوتهای باشی،علف كوچكی باش و چشمانداز كنار شاه راهی
را شادمانهتر كن.......
اگر نمیتوانی نهنگ باشی، فقط یك ماهی كوچك باش،
ولی بازیگوشترین ماهی دریاچه!
همه ما را كه ناخدا نمیكنند، ملوان هم میتوان بود.
در این دنیا برای همه ما كاری هست كارهای بزرگ،
كارهای كمی كوچكتر و آنچه كه وظیفه ماست،
چندان دور از دسترس نیست.
اگرنمیتوانی شاه راه باشی،كوره راه باش،
اگر نمیتوانی خورشید باشی، ستاره باش،
با بردن و باختن اندازه ات نمی گیرند.
هر آنچه كه هستی، بهترینش باش..........
![]()
خلاصه .....بهترین باش.....!!
![]()






![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()






+
سیاه مشق شده در ساعت 10:34 قبل از ظهر توسط ๑۩۞۩๑بهزاد ๑۩۞۩๑
|





می خوام بنویسم
فقط می خوام بنویسم
نمی دونم چی
فقط می خوام بهت نگاه کنم و با حروف بازی کنم
همین
خیلی ساده
و شایدم سخت
نمی دونم چرا بارونی می شه چشمام
وقتی که حروف کنار هم قرار می گیرن و اسم تو رو می سازن
تو می دونی؟
یه ریتم ساده، پر اشک
پر عشق، پر رویا
فقط یه ریتم
یه خیال
یه خیال ساده
لالایی لالایی ...
چقدر دلم برای این ریتم تنگ شده
یه ریتم ساده و گوش نواز
لالا لالا لالایی
پرم از گریه
پرم از رویا
و شاید یه لبخند
توی این دنیای کوچیک

دلم تنگه







+
سیاه مشق شده در ساعت 4:8 بعد از ظهر توسط ๑۩۞۩๑بهزاد ๑۩۞۩๑
|




![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ساده بودم
ساده ديدم
ساده دل باختم
ساده عاشق شدم
ساده حفظش كردم
ساده كنارش موندم
ساده گفتم دوستت
دارم
ساده نگاهم كرد و
خنديد
ساده گفت ازت دليل مي
خواهم
ساده از كنارم گذشت و بي دليل
رفت
غافل از اينكه عشق نيازي به دليل
ندارد
و بي خبر از اينكه چيزي كه ابدي و
ماندگاره
سادگيه



+
سیاه مشق شده در ساعت 12:59 بعد از ظهر توسط ๑۩۞۩๑بهزاد ๑۩۞۩๑
|

دوستم داشته باش دوستم داشته باش ، هـمانـگونه که من دوستـت دارم بـيـش از آنی که من دوسـتـت دارم
که می خواهـيـم و نمی توانـيـم
که می توانـيــم و نمی گـذارنــد !
بگذار ميان من و تو فاصله ای نـمـانــد
نه به خاطر خودت ،
و نه به خاطر من !
که به خاطر اين عـشـق دوسـتـم داشـتـه باش
+
سیاه مشق شده در ساعت 11:14 قبل از ظهر توسط ๑۩۞۩๑بهزاد ๑۩۞۩๑
|

انبوه ابرهای سرگردان در خاکستری مه آلود آسمان بر وسعت تنهائیم لبخند می زنند و من پر می شوم از حس شمیمی که آرام آرام مرا بر هزاران قطره باران و تمام خاطرات بارانی را به دنیایی فراسوی مرز واقعیتها فرا می خواند.سفری به تمام لحظه های ناب و سبز شکفتن. سفری به لحظه با شکوه گذر پر شتاب صاعقه ای از دل تیرگی آسمان .سفری به یک لحظه عشق به یک بار پرواز.در سادگی یک نگاه پاکی یک دل وشکوه یک دلدادگی معنا می یابد و روح خسته ام را به نوازشهای پرآرامش دستانی می سپارم که هنوز بوی خوش آشنایی دارد.دستان پر توانی که می تواند تمام غبار اندوه رااز آینه جانم پاک نماید می تواند صفحه های سیاه دفتر خاطراتم را پاره کند و می تواند مرا به اوج برساند.صدایی دریای آرامشم را طوفانی می کند.به خود می آیم.آسمان آکنده از ابرهای تیره است پراز تیرگی وخشکی.دستانم از خشکی می سوزد از آن هزاران قطره زلال تنها دو قطره مانده آن هم به روی گونه های رنگ باخته من.![]()
![]()

![]()
![]()


















+
سیاه مشق شده در ساعت 2:35 بعد از ظهر توسط ๑۩۞۩๑بهزاد ๑۩۞۩๑
|

قانون احتمالات
همه احتمالات را باید در نظر گرفت 
من خودم را کم نمی بینم!
من تو را کم می بینم!
این یک صنعت ادبی است بیچاره!
بیشتر فکر کن...





حقیقت
گاهی وقتها احساس میکنم 
اصلاً ارزشش را نداشتی
احساسم چقدر نفهم شده تازگیها!





فهمیدن
تو انگار هیچوقت، هیچ چیز را نمی خواهی بفهمی
دلم برایت می سوزد
پیش تر ها نمیسوخت...





عشق
اگه با دلت کسی یا چیزی رو دوست داشتی زیاد جدی نگیرش چون کار دل دوست داشتنه ... درست مثل کار چشم که دیدنه ... ولی اگر کسی رو با عقلت دوست داشتی بدون داری چیزی رو تجربه می کنی که اسمش عشق واقعیه 



+
سیاه مشق شده در ساعت 12:17 بعد از ظهر توسط ๑۩۞۩๑بهزاد ๑۩۞۩๑
|






![]()
![]()
![]()
![]()
![]()





چرا تورا ساختم ؟

چرا ترانه های عاشقی را برای تو سرودم؟
حال دیگر عشق من خفته است, دستانم دیگر آغوش گرمت را طلب نمی کنند
وای بر من که چگونه در حسرت دوست داشتنت سوختم
وای بر من که چگونه شب و روزم را آلوده ی تو کردم
چه ناگاه شیشه ی دلم را با غرورت شکستی
و چه ناگاه مرا در آتش عشق بی فروغت سوزاندی
رهایت کردم,رهایت کردم که دیگر در قفس قلبم اسیرو درمانده نباشی
عشق تو را برای خود یک خاطره ی جاویدانه ثبت خواهم کرد
یقین داشته باش که دیگر سرزمین تشنه ی دلم را با وجود تو سیراب نخواهم کرد
و گلهای زیبای باغچه ی عشقم را دیگر با نگاه تو آبیاری نخواهم کرد
تقدیر را اینگونه برایم رقم زدی می توانست زیباتر از این باشد
بگذار بپاس عشقی که به تو داشتم این خاطرات برای همیشه زنده بماند 







+
سیاه مشق شده در ساعت 2:4 بعد از ظهر توسط ๑۩۞۩๑بهزاد ๑۩۞۩๑
|






دست گذاشتم رو يکي که يک قشون خاطر خواشن
همشون هنر دارن ، يا شاعرن يا نقاشن ![]()
يا که پشت پنجرش با گريه گيتار مي زنن
يا که مجنون مي شنو تو کوچه ها جار مي زنن
دست گذاشتم رو کسي که عاشقم نمي دونست
سر بودم از خيليا و لايقم نمي دونست
دست گذاشتم رو کسي که مجنونا ديوونشن
همه شاهزاده ها ، دربون دور خونشن
دست گذاشتم رو کسي که رنگ چشماش روشنه
شمشاد همسايمون پيش قدش يه سوزنه
دست گذاشتم رو کسي که طعم چشماش عسله
کمترين شعري که تو مي شنوي از اون غزله
دست گذاشتم رو کسي که ماه ازش طلب داره
خورشيد از شعله ي چشماي اونه که تب داره
دست گذاشتم رو يکي که همه دور و برشن
مردشن ، ديوونشن ، مجنونشن ، پرپرشن
دست گذاشتم رو يکي که عاشقاش زيادين
همه جورشو داره ، هم عجيبن ، هم عادين
دست گذاشتم رو يکي که نه سفيده نه سياه
ظاهرش گندميه ، به چشمم اما کيميا
دست گذاشتم رو يکي که داشتنش خوابه هنوز
کمترين شاگرد چشماش خود مهتابه هنوز![]()
دست گذاشتم رو يکي که عادتش نساختنه
سرنوشت هر کسي که مي خواد اونو ، باختنه
دست گذاشتم رو يکي که اون منو دوست نداره
من تو پاييزم و اون اهل يه جا ، تو بهاره
دست گذاشتم رو يکي که شعرمو گوش مي کنه
آخرين بيت و مي خونه و فراموش مي کنه ![]()
دست گذاشتم رو يکي که کهکشون ، قايقشه
انقدر دوسش دارن ، هر کي خوبه ، عاشقشه ![]()
دست گذاشتم رو يکي که خندشم نفس داره
تو تمام نقشه هاي خوب دنيا دس داره ![]()
دست گذاشتم رو يکي که دست گذاشته رو همه
ولي هر کسي رو که تو نشون بدي ، مي گه کمه
دست گذاشتم رو يکي ، ما رو چه به فرشته ها
برو شاعر ، تو بمونو ، عشقو ، دست نوشته ها ![]()
دست گذاشتم رو کسي که از تو خندش مي گيره
اينا رو دلم مي گه ، مي گه و بعدش مي ميره ![]()
دست گذاشتم رو کسي آسونه اما ساده نيست
توي اينجور بازيا ، خوب هميشه اراده نيست ![]()
مي نويسم که ديگه رو هيچکي دست نمي z ارم
ولي نه دروغه من هنوز اونو دوستش دارم![]()
دست گذاشتم حالا رو قلبمو ، چشامو ، سرم
تا مث تو قصه ها ، از يادم اونو ببرم ![]()
ولي دست ، عاقلتر مونده روي همين يکي
چرا من بذارمش رو سر و چشام ، الکي![]()





+
سیاه مشق شده در ساعت 11:17 قبل از ظهر توسط ๑۩۞۩๑بهزاد ๑۩۞۩๑
|
