|
๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑ اگه میخوای عاشق بشی اینارو بخون ๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑
|
||||
|
|
||||
با عرض پوزش از دوستان عزیز تا اطلاع ثانوی وبم به این آدرس تغییر پیدا کرد
+
نوشته شده در ساعت 12:4 بعد از ظهر توسط بهزاد






دست گذاشتم رو يکي که يک قشون خاطر خواشن
همشون هنر دارن ، يا شاعرن يا نقاشن ![]()
يا که پشت پنجرش با گريه گيتار مي زنن
يا که مجنون مي شنو تو کوچه ها جار مي زنن
دست گذاشتم رو کسي که عاشقم نمي دونست
سر بودم از خيليا و لايقم نمي دونست
دست گذاشتم رو کسي که مجنونا ديوونشن
همه شاهزاده ها ، دربون دور خونشن
دست گذاشتم رو کسي که رنگ چشماش روشنه
شمشاد همسايمون پيش قدش يه سوزنه
دست گذاشتم رو کسي که طعم چشماش عسله
کمترين شعري که تو مي شنوي از اون غزله
دست گذاشتم رو کسي که ماه ازش طلب داره
خورشيد از شعله ي چشماي اونه که تب داره
دست گذاشتم رو يکي که همه دور و برشن
مردشن ، ديوونشن ، مجنونشن ، پرپرشن
دست گذاشتم رو يکي که عاشقاش زيادين
همه جورشو داره ، هم عجيبن ، هم عادين
دست گذاشتم رو يکي که نه سفيده نه سياه
ظاهرش گندميه ، به چشمم اما کيميا
دست گذاشتم رو يکي که داشتنش خوابه هنوز
کمترين شاگرد چشماش خود مهتابه هنوز![]()
دست گذاشتم رو يکي که عادتش نساختنه
سرنوشت هر کسي که مي خواد اونو ، باختنه
دست گذاشتم رو يکي که اون منو دوست نداره
من تو پاييزم و اون اهل يه جا ، تو بهاره
دست گذاشتم رو يکي که شعرمو گوش مي کنه
آخرين بيت و مي خونه و فراموش مي کنه ![]()
دست گذاشتم رو يکي که کهکشون ، قايقشه
انقدر دوسش دارن ، هر کي خوبه ، عاشقشه ![]()
دست گذاشتم رو يکي که خندشم نفس داره
تو تمام نقشه هاي خوب دنيا دس داره ![]()
دست گذاشتم رو يکي که دست گذاشته رو همه
ولي هر کسي رو که تو نشون بدي ، مي گه کمه
دست گذاشتم رو يکي ، ما رو چه به فرشته ها
برو شاعر ، تو بمونو ، عشقو ، دست نوشته ها ![]()
دست گذاشتم رو کسي که از تو خندش مي گيره
اينا رو دلم مي گه ، مي گه و بعدش مي ميره ![]()
دست گذاشتم رو کسي آسونه اما ساده نيست
توي اينجور بازيا ، خوب هميشه اراده نيست ![]()
مي نويسم که ديگه رو هيچکي دست نمي z ارم
ولي نه دروغه من هنوز اونو دوستش دارم![]()
دست گذاشتم حالا رو قلبمو ، چشامو ، سرم
تا مث تو قصه ها ، از يادم اونو ببرم ![]()
ولي دست ، عاقلتر مونده روي همين يکي
چرا من بذارمش رو سر و چشام ، الکي![]()





+
نوشته شده در ساعت 11:17 قبل از ظهر توسط بهزاد
|

من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی
ولی با حسرت باران پی نسیم نمیگردم

![]()







![]()
تو كه نيستي رنگ بي خبري از ديوار مي بارد
![]()
خاموش ميشوم
![]()
![]()
بهت مي گيردم
![]()
![]()
تنها مي شوم
![]()
![]()
كاش بودي
![]()
![]()
كاش باز تنها نبودم
![]()
تنهايي كه هيچ
![]()
![]()
بي خبري
![]()
![]()
چشم برراه دوخته ام
![]()
![]()
نه غباري نه صدايي
![]()
بي خبر كه باشي چه دوزخ چه برزخ چه بهشت
![]()
![]()
من در حسرت خبري از تو مي سوزم
![]()
![]()
تو اما نه به درد فراموشي كه به زهر ناچاري خبرنميدهي
![]()
![]()
من نيز بايد صبر كنم
![]()
![]()
چاره چيست؟ 
![]()
![]()
خوش به حال گنجشكهاي خانه تان
![]()
هروقت بخواهند بر سر ديوار تو را ميبينند
![]()
![]()
اما این را بدان ![]()

![]()
هنوز هم دوست دارم شانه ام تکیه گاهی برای شانه ات باشد ![]()

![]()
با اینکه شانه هایم زیر بار این عشق شکسته اند ![]()

![]()
و در تنهایی هایم با خود میگویم![]()
![]()
من در این کلبه خوشم ![]()
![]()
تو در آن اوج که هستی خوش باش![]()

![]()
من به عشق تو خوشم ![]()

![]()
تو به عشق هر که هستی خوش باش ![]()








+
نوشته شده در ساعت 9:20 قبل از ظهر توسط بهزاد
|
