تبليغاتX
๑۩۞۩๑میدونی عاشقی چیه ؟๑۩۞۩๑

๑۩۞۩๑میدونی عاشقی چیه ؟๑۩۞۩๑

๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑ اگه میخوای عاشق بشی اینارو بخون ๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑

HOMEPAGE

E-MAIL

 

 

میدونی...

تنها یی هم یه جورایی

چطور بگم؟

آره یه جورایی خیلی خوبه..

کم کمش اینه که ادم

خیالش راحته که...

وقتی شب خابید و روزش که از خواب بلند

شد

کسی رو نداره که

ناراحت این باشه که آیا هنوز دوستش داره یا نه

آره

واقعا هم یه موحبت الهیه

باید من و همه اونای که تنها هستن باید شکر کنن که تنها شده هم دمشون

آره

خیلی قشنگه که.در خواب ناز بودم شبیدیدم کسی در میزند

در را گشودم روی او دیدم غم است در میزند

ای دوستان....ای دوستان بی وفا از غم بیاموزید

وفا

غم با آن همه بیگانگی .هر شب...

آره هر شب به من سر میزند

+ سیاه مشق شده در ساعت 1:12 بعد از ظهر توسط ๑۩۞۩๑بهزاد ๑۩۞۩๑ |

« تو را من دوست می دارم»،
تو هم ... آيا ... ؟!»  

ولی اینبار
تنت با حالتی مبهم، به جای توسخن میگفت
و استنباط من از گردش خون در رگت این بود:
« تو را من دوست می دارم! »
به دستت دست لرزانم گره میخورد
خدا ٬خندان  ٬به بندسرنوشتم،
سرنوشتت را گره میزد
و او سرهای ما را سوی هم می برد
و لبهای ترک دار مرا در حوض لبهای
تو می انداخت
صدای عقل میگفت:
« ايندو را از هم جدا سازید ! »
صدای تن ولی می گفت:
« لبها را به هم دوزید »
و ما عمداً صدای عقل را از گوش می راندیم
و بعد از آن هم آغوشی
خدا ما را اسير خواب شیرین جوانی کرد!
و من سهم بزرگی از تو را در سینه میدادم
 - نفسهایت -
همان سهمی که بی او زندگی هیچ است
همان سهمی که بی او جسممان مرده است
- و دیگر سرنوشت روح نا معلوم!
که از دنیای بعد از مرگ ما چیزی نمی دانیم -
همان سهمی که بی او ...
عشق آيا سرد می گردد ؟!!
– و من انديشه کردم….
عشق بی او گرمتر از هر زمانی بود –
و من … آری …
نفسهای تو را در سینه میدادم
و این سهم بزرگی بود
ولی با آن اميدی که مرا با تو نگه میداشت
نفسهای تو جزء کوچکی بود از تمام تو
و خوابی بود
و من باور نمیکردم
بدین حد خوب و شیرین باشد این رؤیا!
و آیا … هیچ … رؤیا بود؟!!
و یا عین حقيقت بود و من رؤياش می دیدم؟!

+ سیاه مشق شده در ساعت 12:35 بعد از ظهر توسط ๑۩۞۩๑بهزاد ๑۩۞۩๑ |

عاشقانه ، عارفانه ، صادقانه ،  بی بهانه  دوستت دارم

اسیرم در قلب مهربانت برای همیشه و تا ابد .
 
یک کلام ، تا ابد از ته دل دوستت دارم عزیزم.
 
مرا تنها نگذار ، با من باش و با یکدلی و یکرنگی دوستم داشته باش
 
خیلی دوستت دارم بیشتر از آنچه که تصور میکنی

+ سیاه مشق شده در ساعت 8:13 بعد از ظهر توسط ๑۩۞۩๑بهزاد ๑۩۞۩๑ |

فقط به کسی بگو دوست دارم که لایق دوست داشتن باشه. بذار لبانت فقط به یه نفر بگه دوست دارم. به هرکی که سر راهت قرار گرفت نگو دوست دارم.......

                                

 

 

+ سیاه مشق شده در ساعت 11:32 بعد از ظهر توسط ๑۩۞۩๑بهزاد ๑۩۞۩๑ |

با یک جمله عشق را توصیف کنید ؟

+ سیاه مشق شده در ساعت 11:20 بعد از ظهر توسط ๑۩۞۩๑بهزاد ๑۩۞۩๑ |

 نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم

                                                         چون دنيا يه روز تموم ميشه

 نميخوام بگم که مثل گلی

                                                       چون گل هم يه روز پژمرده ميشه

 نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس

                                                        چون شب هم بالاخره تموم ميشه
 نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی

                                                        چون اب که هميشه پاک نميمونه

  نميخوام بگم که دوستت دارم

                                                        چون منکه اصلا دوستت ندارم

 بلکه من عاشقتم

                                     چقدر سخته هر لحظه با تو بودن اما از تو دور بود

             

                                  دوستت    دارم

                                         

          

+ سیاه مشق شده در ساعت 11:18 بعد از ظهر توسط ๑۩۞۩๑بهزاد ๑۩۞۩๑ |

         Image hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.com   Image hosted by TinyPic.com

برایم از خوبی حرف بزن . از چشمه ها و آبشاران . برایم از لحظه های آفتابی و دریایی آبی و

 

آسمان پر از ستاره و روشنی و پاکی و سبزی حرف بزن . برایم از لحظه های با هم بودن بگو

 

وترانه بخوان . برایم از عشق بنویس ، برای من که تو را دوست دارم

+ سیاه مشق شده در ساعت 11:0 بعد از ظهر توسط ๑۩۞۩๑بهزاد ๑۩۞۩๑ |

 

تو افسانه منی که همه می گویند تباه شدروز اول فکر نمی کردم که روزی تباه شوی به مغزت فشار نیاور، مرا نمی شناسی هنوز هم احساسم به تو عوض نشده هرگز عوض نمی شودمثل روز اولی بین همه تو در قلبم جا شدی و هرگز کسی جای تو را نگرفت

                     خوشبخت باشی افسانه دست نیافتنی من

+ سیاه مشق شده در ساعت 10:9 بعد از ظهر توسط ๑۩۞۩๑بهزاد ๑۩۞۩๑ |

عاشقونه بشناس ، منو از دوباره بشناس
منو با دلی که جز تو ، چاره ای نداره بشناس
منو پر کن از بهونه ، تازه کن مثله جوونه
رد کن از ا ین همه بن بست ،کوچه های عاشقونه

من به تو دل داده بودم قلب تو پناه من بود
تو ندونستی عزیزم عشق تو گناه من بود
منو نشناختی هنوزم من گل باغ تو بودم
منو از شاخه شکستی من که غمخوار تو بودم

منو با گلایه بدکن ، اشک چشمامو رصد کن
منو از مدار شوم این شب همیشه رد کن
ای طراوت بهاری ، عطش همیشه جاری
واسه من عین نیازه ، هر چی داری و نداری

 

Image hosted by TinyPic.com

+ سیاه مشق شده در ساعت 10:7 بعد از ظهر توسط ๑۩۞۩๑بهزاد ๑۩۞۩๑ |

 
براي عشق تمنا كن ولي خار نشو.   

  براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده .

  براي عشق گريه كن ‏ولي به كسي نگو. 

 براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.

  براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . 

 ‏براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير .

 براي عشق وصال كن ولي فرار نكن .

 براي عشق ‏زندگي كن ولي عاشقونه بمیر

+ سیاه مشق شده در ساعت 10:6 بعد از ظهر توسط ๑۩۞۩๑بهزاد ๑۩۞۩๑ |

نمي دانم چه بايد كرد با اين روح آشفته
به فريادم برس اي عشق من امشب پريشانم
ImageImage
تو دنياي مني بي انتها و ساكت و سرشار
و من تنها در اين دنياي دور از غصه مهمانم
ImageImage
تو مثل مرز احساسي قشنگ و دور و نامعلوم
و من در حسرت ديدار چشمت رو به پايانم
ImageImage
تو مثل مرهمي بر بال بي جان كبوتر
و من هم يك كبوتر تشنه باران درمانم
ImageImage
بمان امشب كنار لحظه هاي بي قرار من
ببين با تو چه رويايي ست رنگ شوق چشمانم
ImageImage
شبي يك شاخه نيلوفر به دست آبيت دادم
هنوز از عطر دستانت پر از شوق است دستانم
ImageImage
تو فكر خواب گلهايي كه يك شب باد ويران كرد
و من خواب ترا مي بينم و لبخند پنهانم
ImageImage
تو مثل لحظه اي هستي كه باران تازه مي گيرد
و من مرغي كه از عشقت فقط بي تاب و حيرانم
ImageImage
تو مي آيي و من گل مي دهم در سايه چشمت
و بعد از تو منم با غصه هاي قلب سوزانم
ImageImage
تو مثل چشمه اشكي كه از يك ابر مي بارد
و من تنها ترين نيلوفر رو به گلستانم
ImageImage
شبست و نغمه مهتاب و مرغان سفر كرده
و شايد يك مه كمرنگ از شعري كه مي خوانم
Image
تمام آرزوهايم زماني سبز ميگردد
كه تو يك شب بگويي دوستم داري تو مي دانم
ImageImage
غروب آخر شعرم پر از آرامش درياست
و من امشب قسم خوردم تر ا هرگز نرنجانم
ImageImage
به جان هر چه عاشق توي اين دنياي پر غوغاست
قدم بگذار روي كوچه هاي قلب ويرانم
ImageImage
بدون تو شبي تنها و بي فانوس خواهم مرد
دعا كن بعد ديدار تو باشد وقت پايانم

Image ImageImageImage
قلب من

+ سیاه مشق شده در ساعت 10:4 بعد از ظهر توسط ๑۩۞۩๑بهزاد ๑۩۞۩๑ |

 

روزهاي اول ثبت نام تو مكتب عشق، مدام فرمولهاي عشق رو با خودم مرور

مي كردم:Image and video hosting by TinyPic

 ((عشق يعني حاصل ضرب جمع دل عاشق و معشوق،

عشق يعني ضرب دل در ضربان دل يار، Image and video hosting by TinyPic

عشق تقسيم عواطف در ميان دو دل است،

عشق تفريق تنفر از ته چاه دل است.)) Image and video hosting by TinyPic

دلم مي خواست شاگرد اول درس عاشقي باشم.

هميشه زير لب تكرار مي كردم:(عشق به توان دو.....). Image and video hosting by TinyPic

ولي..... Image and video hosting by TinyPic

آخه كي فكرش رو مي كرد كه يك روز راديكال جدايي ، از عشق من جذر بگيره.

 اي كاش يكي از شاگرداي قديمي مكتب اين نكته رو بهم گفته بود.Image and video hosting by TinyPic

 شايد اونوقت از معادله ي عشقم وسط دو تا پرانتز  محافظت مي كردم....

حيف كه خيلي دير شده.... چون من تو درس عاشقي واحد مونده شدم.Image and video hosting by TinyPic

 

 

+ سیاه مشق شده در ساعت 10:4 بعد از ظهر توسط ๑۩۞۩๑بهزاد ๑۩۞۩๑ |

 

دلم برات تنگ شده.....اما من...من ميتونم اين دوري رو تحمل كنم... به فاصله ها فكر نميكنم ...... ميدوني چرا؟؟ آخه... جاي نگاهت رو نگاهم مونده.....هنوز عطر دستات رو از دستام ميتونم استشمام كنم....رد احساست روي دلم جا مونده ... ميتونم تپشهاي قلبت رو بشمارم...........چشماي بيقرارت هنوزم دارن باهام حرف ميزنن.......حالا چطور بگم تنهام؟؟چطور بگم تو نيستي؟؟چطور بگم با من نيستي؟؟آره!خودت ميدوني....ميدوني كه هميشه با مني....ميدوني كه تو،توي لحظه لحظه هاي من جاري هستي....آخه...تو،توي قلب مني...آره!تو قلب من....براي همينه كه هميشه با مني...براي همينه كه حتي يه لحظه هم ازم دور نيستي...براي همينه كه ميتونم دوريت رو تحمل كنم...آخه هر وقت دلم برات تنگ ميشه...هر وقت حس ميكنم ديگه طاقت ندارم....ديگه نميتونم تحمل كنم...دستامو ميذارم رو صورتم و يه نفس عميق ميكشم....دستامو كه بو ميكنم مست ميشم...مست از عطر ت. صداي مهربونت رو ميشنوم ...و آخر همهء اينها...به يه چيز ميرسم.....به عشق و به تو.....آره...به تو....اونوقت دلتنگيم بر طرف ميشه...اونوقت تو رو نزديكتر از هميشه حس ميكنم....اونوقت ديگه تنها نيستم
حالا من اين تنهايي رو خيلي خيلي دوسش دارم.. به اين تنهايي دل بستم...حالا ميدونم كه اين تنهايي خالي نيست...پر از ياد عشقه.. پر از اشكهاي گرم عاشقونه ...
     

 smiliesmiliesmiliesmiliesmiliesmilieپس دوستت دارمsmiliesmiliesmiliesmiliesmiliesmilie

+ سیاه مشق شده در ساعت 10:3 بعد از ظهر توسط ๑۩۞۩๑بهزاد ๑۩۞۩๑ |

 

دوستی رو انتخاب کن که واقا دوست باشه

   کسی رو دوست بدار که دوستت داشته باشد

       قلبت رو به کسی بده که تا عمر داری نگهدارش باشه 

          ولی غرورت رو به خاطر هیچ کس نشکون

                 می دونی چرا؟؟؟؟

                   چون ممکنه اونی که غرورت رو بخاطرش شکستی

                      یه روز خوردت کنه و به

                           تو پشت کنه!!!!!!!!!!!!!

تقديم به تو که يادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانيت در تمام وجودم است عزيزم محبت را در پاکي نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معني کردم وبدان که زيباترين لحظه هايم در کنار تو بودن است

+ سیاه مشق شده در ساعت 10:1 بعد از ظهر توسط ๑۩۞۩๑بهزاد ๑۩۞۩๑ |

چه می شد گر دل آشتفه من

به شهر چشم تو عادت نمی کرد

و ای کاش از نخست آن چشم هایت

مــرا آواره غـربت نـمی کرد

چه زیبا بود اگر مرغ نگاهت

میان راز چشمان تو می ماند

تو می ماندی و او هم مثل یک کوچ

ز باغ دیده ات هجرت نمی کرد

تمام سایه روشن های احساس

پر از آرامش مهتابیت بود

ولیکن شاعر آیینه ها هم

به خوبی درک این وسعت نمی کرد

زمانی که تو رفتی پاکی یاس

خلوص سبز گلدان را رها کرد

چه زیبا بود اگر را رها کرد

+ سیاه مشق شده در ساعت 10:0 بعد از ظهر توسط ๑۩۞۩๑بهزاد ๑۩۞۩๑ |

نمي دانم چرا؟؟؟
شايد به رسم عادت پروانگي مان باز
براي شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزوهايت دعا کردم.....

+ سیاه مشق شده در ساعت 9:59 بعد از ظهر توسط ๑۩۞۩๑بهزاد ๑۩۞۩๑ |

     عاشقت خواهم ماند بي آنکه بداني

         دوستت خواهم داشت بي آنکه بگويم

        درد دل خواهم گفت بي هيچ گماني

          گوش خواهم داد بي هيچ سخني

      در آغوشت خواهم گريست بي آنکه حس کني

        در تو ذوب خواهم شد بي هيچ حراراتي

            اينگونه شايد احساسم نميرد

+ سیاه مشق شده در ساعت 9:58 بعد از ظهر توسط ๑۩۞۩๑بهزاد ๑۩۞۩๑ |